
تورو هرروز وهرشب از خدامیخوام آمدم نبودی... تمام دنیا را عاشقانه به دنبال تو گشتم و عاقبت! خسته و مایوس بر سر خانه خویش رسیدم. آه از آن لحظه ای که دیدم بر سر در خانه ام نوشته بودی، آمدم نبودی... نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۲ساعت 11:25 توسط خودم| | <!-"-"-Design By : MihanTheme.com-"-"-> Design By : Mihantheme Menu خانه ایمیل پروفایل Archives مرداد ۱۴۰۲تیر ۱۴۰۲اسفند ۱۴۰۱دی ۱۴۰۱آبان ۱۴۰۱مهر ۱۴۰۱فروردین ۱۳۹۹ارد...
ادامه مطلب
من دلتنگ توام شعر می نویسم و واژه هایم را کنار می زنم که تو را ببینم...
ادامه مطلب
حوصله خواندن ندارمحوصله نوشتن هم ندارماین همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شودنه با نوشتندلم تو را می خواهد نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۴۰۲ساعت 19:11 توسط خودم| | بخوانید...
ادامه مطلب
گاهی سخت دلتنگ می شومگویی که می خواهمتو را از خیال های خوش بیرون کشمو در آغوش گیرمتگویی که بغض کنم واشکی نیایدگویی که در آن سوی میدانفقط تو باشی و من! نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۲ساعت 9:19 توسط خودم| | بخوانید...
ادامه مطلب
بیا ودستهایت را ببافبه دست هایممن دوست دارمقصہ اے را ڪہ انتهایشمن و تو ما بشویم...... نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۲ساعت 9:20 توسط خودم| | بخوانید...
ادامه مطلب
گاهی دلم میخواد داد بزنم صدات کنم بگم چرا میان اینهمه هیاهو تنهام گذاشتی بهت احتیاج دارم برگردم پیشم بیا منو بفهم نوشته شده در جمعه نهم تیر ۱۴۰۲ساعت 0:30 توسط خودم| | بخوانید...
ادامه مطلب
تمام دنیا را عاشقانه به دنبال تو گشتم و عاقبت! خسته و مایوس بر سر خانه خویش رسیدم. آه از آن لحظه ای که دیدم بر سر در خانه ام نوشته بودی، آمدم نبودی... نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۲ساعت 11:25 توسط خودم| | بخوانید...
ادامه مطلب
مرا محکــم تر در آغوش خود بگیـر …من هنوز هم نـمی خواهم تــو را …به دسـت خاطرات بسپـارم … نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۱ساعت 0:42 توسط خودم| | بخوانید...
ادامه مطلب
كاش ميتوانستم حرف بزنم..چيزي بگويم از دلتنگي..ميون اين آدمهايي كهدر اين اطاق مجازي جمع شده اند.فقط ميگويم .......منم دلتنگم نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۴۰۱ساعت 0:43 توسط خودم| | بخوانید...
ادامه مطلب
روزی که بیاییمیبوسمو کنار میگذارمتمامواژه های دلتنگی و تنهایی را …ومینویسمروزهای خوب و شیرین با تو بودن را … نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۱ساعت 20:6 توسط خودم| | بخوانید...
ادامه مطلب
گفته بودم؛فراموشی زمان میخواهد..اشتباه بودفراموشی زمان نمیخواهدفراموشی دل میخواستکه آن هم پیش تو ماند. نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۱ساعت 19:31 توسط خودم| | بخوانید...
ادامه مطلب
اما اسمت را روی قلبم نوشتم،جاودان شد عزيزماسمت را روی یخ نوشتم،آب شدروی سنگ نوشتم،خرد شدروی خاک نوشتم،غبار شدروی آتش نوشتم،خاموش شدروی آب نوشتم،پاک شدروی دریا نوشتم،موج شدروی برگ گل نوشتم،پرپرشداما اسمت را رویxa0قلبمxa0نوشتم،جاودان شد نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 16:53 توسط خودم| | ...
ادامه مطلب
جز تو... آرامشی میخواهمخلوتي ميخواهم...تو باشي و مندر كنار همتو سكوت كني و من گوش كنمو من آرام بگويم *دوستت دارم*و تو گوش كنيو آرام بگويي: من بيشتر...بودنت را دوست دارموقتي دست دور كمرم حلقه ميكني...و مرا به آغوشت سفت ميفشاري... و وادارم ميكنيكه به هيچكس فكر نكنم...!!جز تو... نوشته شده در شنبه چهارد...
ادامه مطلب
اگر کسی واقعا کسی رو دوست داشته باشه بیشتر از اینکه بگه دوست دارم میگه مواظب خودت باش پس مواظب خودت باشxa0xa0عشقم ... نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 16:54 توسط خودم| |...
ادامه مطلب
حمــاقتxa0یعــنی : xa0 او بــرای همیشــه رفتــه و xa0 مــن هنـــوز بــرای او مــی نویـــسم !!!!!...
ادامه مطلب
قــیـامـتی سـت ! xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 از لـحـظه ای که زنــگ ِ تلـفن بلند مـی شـود . . . xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 از جــا مــی پَـــرم ! xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 تـا لـحـظه ای کـه . . . xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 مــثـل ِ هـمـیـشه . . . xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0تـو نیـستی !!!...
ادامه مطلب
پشت پلکهایم نام تو را نوشتم، تا وقتی چشمهایم را بروی کسی میبندم بداند چرا!...
ادامه مطلب
دور شدم از تو و هزار باره برگشتم نمیشود از تو گذشت نمیتوان بی تو راهی شد هرکجا باشم هزارباره در منی باید فکرکنم ، بیشتر فکرکنم ، باید بفهمم ، بفهمم : xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 چرا دوستت دارم xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 چرا ؟؟ xa0...
ادامه مطلب
وقتی جای چیزی امن است کمتر سراغش را میگیری مثل یاد تو در دل من... xa0...
ادامه مطلب
کجای دلم بودی ...؟!؟ وقتی ... شب امتحان جبرxa0 ... به جای ... خواندن درس ... xa0برایتxa0 ... xa0شعرxa0 می سرودم ...!!؟...
ادامه مطلب